تاریخ و تمدن قوم اورارتو یا آرارات

با این اتفاق زمین های ده پایین کم کم خشک شدند و مردم به نشانه اعتراض همراه با کدخدا به ده «بالا کوه» رفتند؛ اما ارباب آن ده در جواب این اعتراض ها گفت یا رعیت او شوند یا تا ابد بی آب خواهند ماند و گفت: بالاکوه مثل ارباب است و پایین کوه مثل رعیت. بر کوه صفه در شب شهر به مانند مخمل سیاه گسترده ای می ماند که پر شده از الماس و یاقوت و زمرد. شماری ازتاریخدانان ایرانی و عرب در نوشتههای خود از یاقوت افغانستان ذکر نمودهاند؛ چنانچه اصطخری درسال ۹۵۱ میلادی، الطالبی در سال ۹۶۱-۱۰۳۸، ابن هواکل در سال ۹۷۸ میلادی، المقصدی در قرن دهم، ابوریحان بیرونی ۹۷۳-۱۰۵۰، و ابن بطوطه درسال ۱۳۲۵-۱۳۵۴ میلادی، از یاقوت افغانستان نام بردهاند.

با مرگ ملکشاه سلجوقی در سال ۴۸۵ هجری قمری میان فرزندان او برکیارق، محمود و محمد اختلافی بر سر سلطنت در گرفت که تضعیف سلجوقی را به دنبال آورد. در سال ۱۷۷۲ این آتشفشان، ۴۰ روستا را که در دامنههای این کوه قرار داشتند بهطور کلی ویران کرد و بیشتر از ۳۰۰۰ نفر از ساکنان این منطقه را به کام مرگ کشاند. بعد از خوردن ناهار نماز خواندیم و کمی استراحت کردیم تا تمامی اعضا آماده حرکت شوند اما چند نفر از کردها که در این مکان چادر داشتند و کار حمل کوله و بار کوهنوردان به کمپ 4200 متری را با قاطر انجام می دادند درخواست كردند كه كولهها را در ازاي هر كوله بين 35 الي 40هزار تومان به آنان بسپاريم تا به ارتفاع 4200 ببرند كه ما به خاطر تمرينات سختي كه در ارتفاعات ايران داشتيم از انتقال كوله توسط قاطر امتناع كرديم.

آن دو كوه فاصله كمي از هم داشتند ولي چسباندن آنها به يكديگر ، آ ن هم با زور بازو كار آساني نبود ! ولي مرد با حالت تمسخر گفت وقتي خواستم برايتان تكه اي از آسمان جدا كنم ، ليز خوردم و به پايين افتادم و فقط توانستم يك تكه براي خودم بياورم كه آن را نيز گم كردم ! مثلا روزي به اهالي روستا گفت كه به آسمان مي رود و تكه اي از آن را برايشان مي آورد ! مرد از اينكه توانسته بود اهالي روستا را برآن باور كند كه به آسمان رفته است خوشحال بود.

با هماهنگی هایی که از قبل توسط آقای بختیاری انجام شده بود این صعود زمستانی را به پاس سالها تلاش و فداکاری به استاد رحیم قره داغی تقدیم شد. رودخانه تا قبل از روستای باغان شیرین و قابل شرب و استفاده کشاورزی است؛ اما پس از عبور از کنار گنبد و دور زدن آن، آب رودخانه با درصد زیادی شوری همراه میشود. این ماجرا ادامه داشت تا اینکه ارباب ده «بالا کوه» تصمیم می گیرد، برای به دست آوردن زمین های ده پایین و البته سلطه به مردم آن، راه چشمه را به پایین کوه ببندد. در اواخر بهار و فصل تابستان سبب بارش باران فراوان می شود که زندگی روستایی و کشاورزی به آن بستگی دارد البته بارش کم یا نامنظم آن سبب خسارت کشاورزان و بارش شدید آن موجب طغیان رودخانه ها و بروز سیل می شوند.

و البته با خبر میشه که پدرش سالهاست که فوت کرده . شما حتما با هم تلپاتی دارید که این خانم اومده و اینجوری باهات صحبت کرده و شوهرش هم گفته که خیلی شبیه پسر مری هستی . در این موزه سرستونها و نگارهدار دوره ساسانی، نیمتنه خسرو و پرویز (شاه ساسانی)، پیکر اهورا مزدا، پیکر آناهیتا و بهرام نقش شده است. برخي از جهانگردان و سفرنامه نويسان دوره صفوي از اين بنا ياد كرده و به معرفي آن پرداخته كه حكايت از شهرت و اهميت اين بنا در آن روزگار ميكند.

تنها بنای مهم آجری به دست آمده از ایشان در طبراق قلعه است که آن را به تقلید بنا های بابل از آجر خشن ساخته اند. آقای فامیل ما با اولین پرواز به پاریس میره تا دختر عمه ای رو در آغوش بگیره که تنها با تکیه به حس غریزه و علاقه خونی، اون سر دنیا تو یه پارکی نزدیک ایستگاه قطار پاریس پسر دایی خودش رو شناخت . سفر فامیل ما به اروپا تموم میشه و برمیگرده به ایران و این جریان رو برای همسرش تعریف میکنه این خانم هم که سرش درد می کنه برای این کارها میگه حتما یه چیزی هست .

با کارکنان مدرسه صحبت می کنه و ازشون اسم پدرش رو می پرسه. وقتی به در مدرسه می رسه قلبش تند می زده و با خوش فکر می کنه آیا امکان داره که بعد از سالها و در میانسالی خودش ، خانوادش رو پیدا کنه ؟ خانم مری هم که بی طاقت شده به انگلستان سفر می کنه ، چون با مکاتبات تلفنی نتونسته بوده اطلاعات کافی به دست بیاره ، سالها از اون موقعی که اون به مدرسه می رفته گذشته بوده و کارکنان جدید مدرسه اطلاعات چندانی نداشتند .

چون کوه ها دل ندارن! برداشت: به کسی بدی نکنیم چون ممکن است روزی نیازمند همان آدم شویم و بدی ما را تلافی کند. این ضرب المثل را معمولا زمانی به کار می بریم که فردی در مقابل ما عملی را با بی انصافی و ناجوانمردی انجام می دهد، اتفاقا زمانی می رسد که فردی که در حقش این رفتار ناروا انجام شده، می تواند در مقام جبران و یا تلافی آن رفتار با طرف مقابل بر بیاید. خالدبن ولید، فرمانده اسب سوارانِ قریش از این فرصت استفاده کرد و با همراهانش کوه را دور زد و عبداللّه بن جبیر را با یاران اندکش به سادگی از سرراه برداشت، آنگاه از دهانه درّه فرود آمد و مسلمانانی را که از همه جا بی خبر بر سر غنایم گرد آمده بودند به زیر شمشیر گرفت و از سوی دیگر زنان قریش صحنه گردان غائله شدند و از کوه سرازیر گشته موها را پریشان و گریبان ها را چاک کردند و با پستان های برهنه و فریادهای جنون آمیز، فراریان خود را بازگرداندند و حمله مجدّد دشمن آغاز شد!

انسان ها یک روز جایی باز به همدیگر می رسند و به جبران گذشته می پردازند، آن ها در این روز جوانمردی را با جوانمردی پاسخ خواهند گفت، و بی انصافی و رفتار ناروا را با همان رفتار. تا اینکه چند روز بعد ایمیلی از خانم مری دریافت می کنند که : من با مدرسه شبانه روزی انگلیس تماس گرفتم و اونها به من گفتند که محل تولد من جایی تو خاور میانه هست و وقتی اصرار کردم که محل دقیق رو به من بگن گفتند که پدر من یک ایرانی بوده .

اگر بدی کردیم و زمان گذشت و روزی کسی به داد خواهی و تلافی نزد ما آمد نمی توانیم از او شکایتی کنیم، حالا او قدرت آن را دارد که رفتار ناشایست ما را تلافی کند، او در مقابل ما خواهد ایستاد و خواهد گفت: بالاخره رسیدیم به روزی که تو باید تقاص آنچه که در حق من انجام داده ای را بدهی و ما آن زمان راه نجات یا فراری نداریم. برداشت: هیچ چیز همیشگی نیست و در زندگی فقط خوبی است که می تواند زندگی را برای ما خوشایند کند.

دنیا دنیای کوچیکیه، این داستان تو فامیل ما واقعا اتفاق افتاد ، داستانی که عین فیلمها می مونه و باورش برای هر کسی راحت نیست . مغرور شدن به قدرت، ثروت یا منصبی که داریم و جفا به دیگران و تحقیر آنان پسندیده نیست زیرا که هیچ کدام این ها همیشگی و پایدار نیست و ممکن است روزی دیگر این ها را نداشته باشیم و کسی دیگر در همین مقام به قصد آزار ما بر آید. کوه ها به هم نخواهند رسید اما انسان هایی که در حق یکدیگر نیکی یا بدی می کنند روزی دوباره روبروی هم قرار خواهند گرفت و آن زمان است که ممکن است خوبی یکدیگر را جبران کنند یا بدی ای که در حق شان شده را تلافی.

مردم پایین ده از این حرف ارباب بالا ده بسیار ناراحت شدند و دنبال راه چاره ای گشتند و راه حلی برای این کار پیدا کردند، آن ها قناتی در پایین ده حفر کردند و بعد از مدتی وضعیت زمین های کشاورزی شان به حالت قبل بازگشت. بعد از سفر پسر دایی به پاریس ، دختر عمه به ایران اومد و دایی و بقیه بستگان خودش رو ملاقات کرد ، اما متاسفانه مادرو خواهرش سالهای قبل در امریکا فوت شده بودند . ایمیل به دست آقای فامیل میرسه ، اسم رو سالهای خیلی دور شنیده ، اون موقع که پسربچه کوچیکی بوده ، اون موقع که عمه اش در امریکا در آستانه جدایی از همسرش بوده ، بعد از طلاق عمه، مژده دختر بزرگتر پیش مادرش می مونه و مریم دختر کوچیکتر با پدرش به انگلیس میره .

آقای علییار، یکی از استادان دانشگاه بامیان، در مورد «تأثیرات تغییر اقلیم در مناطق مرکزی کشور» صحبت کرد. انواع سازند ها در ساختمان زمین شناسی البرز مرکزی دیده می شوند قدیمی ترین نهشته ها که در منطقه تحت مطالعه بررسی شده اند ( در امتداد جاده چالوس و نزدیک جاده اصلی فیروز کوه – تهران در مجاورت دهکده یا هاردنار ، شهمیرزاد ۰ به طرف جنوب شرق ) و سایر دهکده ها است شیل های چند رنگی پرکامبرین پسین ، سیلت استون ها و دولومیت های رنگ روشن سازند کهر ، سلطانیه و باروت می باشند که ضخامت مجموع آنها به حدود ۱۱۵۰۰ متر می رسد .

در اصلی مقبره به سوی شمال باز میشود و اندازه هر لنگه در 60×110 سانتی متر است. مردك گفت : من سالهاست كه اين كار را مي كنم و هر دو كوهي كه به هم چسبيده اند كار بازوان من است ! رو به پيرمرد كرد و گفت : مي بيني اين دو كوه چگونه محكم و استوار ايستاده اند، من مي توانم اين كوههاي استوار را با زور بازوان خود به هم بچسبانم ! مرد از اين وضع خسته شد ، روزي به طرف دو كوه بلند روستا رفت و آنجا استراحت كرد. در این زمان است که پس از اعتراض طرف مقابل می گویند که کوه به کوه نمی رسه، ولی آدم به آدم می رسه.

می دونم چرا کوه به کوه نمی رسه! کوه به کوه نمی رسد اما آدم به آدم می رسد. این دو کوه هرگز به هم نمی رسند. این کوه که در پاکستان واقع شده سومین کوه دنیا از لحاظ سختی صعود است و مانند غول بزرگی چشم به راه کسانی است که جرات رویارویی با آن را در خود می بینند. اردو زدند؛ زیرا از لحاظ نظامی بهترین مکان برای نبرد بود. هر روز صبح از خانه بيرون مي رفت و شب بر مي گشت واين شده بود كار هر روز او . از میانه آن دو کوه چشمه ای روان بود که به هر دو آبادی می رفت و زمین های آن ها را سیراب می کرد.

دیدگاهتان را بنویسید