در مورد پنجشیر در ویکی تابناک بیشتر بخوانید

اين را هم ميفهمد؛ يعني اين کوه که الان ستبر و سنگين است و به منزله ميخِ زمين است، زمين را از اضطراب نگه ميدارد «رواسی» همان بيان نوراني حضرت امير(سلام الله عليه) در همان خطبه اوّل نهج البلاغه که «وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ»، «مَيَدَانَ»؛ يعني نوسان، يعنی اضطراب، يعني حرکت، خدای سبحان با اين صخرههاي عظيم جلوي مَيدان و نوسان و اضطراب زمين را گرفته، نميگذارد زمين ناآرام باشد، اين جبال ﴿كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ﴾؛ مثل پنبه ندافيشده ميشود؛ يعني آن ستبري، استقامت و سنگيني خود را از دست ميدهد، اين هم تا حدودي قابل فهم است.

اين روايت را قبلاً هم خوانديم در کلمات نوراني پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) است، قبلاً در نهج الفصاحه بود. طرزي سخن فرمود که پيغمبر(صلّی الله عليه و آله و سلّم) و مؤمنان در امن باشند، نفرمود «انّ عذاب الله لواقع»، به هر حال «الله» اسم جامع است اختصاص به کسي ندارد؛ اما وقتي وجود مبارک حضرت را مخاطب قرار ميدهد ميفرمايد: ﴿إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ﴾ يعني کساني که در تحت تدبير آنها هستي، تحت ربوبيت آنها هستي رسالت او را به عهده داری ما يقيناً عذاب ميکنيم؛ يعنی شما و پيروان شما از تعذيب الهي مصون هستيد: ﴿إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ﴾ هيچ چيزي نميتواند جلوي عذاب الهي را بگيرد ﴿ما لَهُ مِنْ دافِعٍ﴾ نه موجودي خارج از حوزه خلقت ميتواند، نه در داخل خلقت؛ خارج از حوزه خلقت چيزي نيست تا جلوي تعذيب الهي را بگيرد.

و مانند آن. پس فرض ندارد که ذات اقدس الهی چيزي را اراده کند و مانعی براي نفوذ اراده فرض بشود ﴿إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ ٭ ما لَهُ مِنْ دافِعٍ﴾ نه در حدوث نه در بقا مزاحمي ندارد، نه آنکه به عنوان عذاب بايد واقع بشود تمرّد دارد، نه چيزي جلوي آن را ميگيرد. هنگام قيامت درياها به جوش ميآيند، فرمود: ﴿إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ﴾ چون صدر آن؛ نظير سوره مبارکه «ذاريات» درباره تهديد کفار است انذار در صدر است، بعد هم قصه تبشير متقيان و مؤمنان. حرکت ميکند ميرود ميرود، بعد ﴿فَكانَتْ سَراباً﴾ اگر ما دليل قطعي داشتيم که اين «کانت» به معناي خودش نيست، آن وقت ميگوييم به معني «صارت سرابا» که معروف اين است ﴿فَكانَتْ سَراباً﴾؛ يعني «صارت سرابا».

شما توقع نداشته باشيد که مردهها از قبرستان زنده بشوند يا روح و ريحان داشته باشند يا عذاب داشته باشند، اين نمونه آن چيزهايي است که ما به شما ميگويم؛ البته اين تشبيه است تمثيل است تفسير دارد، ولی منظور اين است که اگر کسي مسئله رؤيا را خوب حلّ کند، کسی يک روياي وحشتناکي ميبينند کس ديگري که در آن اتاق خوابيده است راحت است يا روح و ريحان ميبيند هر کسي در درون خودش مشکلاتي دارد؛ منتها همين درون ميآيد بيرون، در خارج هست.

زمين اطاعت ميکند؛ چيزي بخواهد جلوي اين خَسْفِ زمين را بگيرد ﴿ما لَهُ مِنْ دافِعٍ﴾ در حوزه خلقت؛ سوم بيرون از حوزه خلقت هم که چيزي نيست، درون حوزه خلقت هم که سپاه و ستاد الهي هستند، خود آن مخلوق هم که مأمور است جز اطاعت کار ديگري ندارد، فرمود: ﴿يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً﴾ مثل دود يک تحوّل و تموّجي دارد، حرکتي دارد، مگر دود چگونه است؟ مرحوم کلينی در همان جلد هشت کافی نقل میکند که بشر اوّلی میخوابيد، ولی خواب نمیديد، بشر اوّلی خيلی ساده بود؛ مثل اينکه قابيل هابيل را کشت و اين نعش برادر در دست او ماند، نمیدانست چه کار کند، اين سادگی بشر اوّلی بود.

مرحوم کليني در جلد هشت کافي يعني روضه کافي نقل ميکند که بشر اوّلی میخوابيد، ولی خواب نميديد، رؤيا نداشت. اگر بخواهد آبروي کسي را حفظ بکند او «ستّارالعيوب» است و طرزی آبرو را حفظ ميکند کسی که کنار انسان ايستاده است، هيچ خبری ندارد، اگر مسئله رؤيا حلّ شود، تمثيلی که در بعضی از روايات مرحوم کلينی در جلد هشت کافی نقل کرد، توجيه شود، اين رؤيا يک بيانگر خوبی است از صحنه بعد از مرگ؛ منتها در واقع عالمِ خارج اين گونه است. از نامه اعمال انسان باشد و اين نامه اعمال مؤمنان به دست راست آنها داده ميشود، نامه اعمال غير مؤمن به دست چپ او داده ميشود و مانند آن، هر کدام از اينها باشد راه دارد؛ منتها اين کتاب اگر نوشته شده باشد و در جايي پيچيده باشد اين سوگند، خيلي شفاف نيست؛ اما اگر در صحيفهاي حالا يا پوستي است يا کاغذي است «رَقّ» همان صحيفه پوستي است، منشور و باز باشد محتواي آن روشن است؛ قهراً به کتاب و مضامين بلند او سوگند ياد کرده است، اگر مستور باشد معلوم نيست در اين کتاب چه نوشته شده است، ولي اگر منشور باشد روشن است که مطالب حقّه در آن تدوين شده است ﴿وَ كِتَابٍ مَّسْطُورٍ٭ فىِ رَقٍّ﴾ در صحيفه پوستي يا غير پوستي که منشور و باز است، مطالب آن روشن است.

به هر تقدير چون دست ما خالي است قرآنی حرف ميزنيم ولي مثل مغنی فکر ميکنيم مثل سيوطي فکر ميکنيم، راهي ندارد. گاهي به يک مخلوق با وصف خاص خودش سوگند ياد ميکند؛ مثل ﴿وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها ٭ وَ الْقَمَرِ إِذَا تَلَئهَا﴾. گاهي خداي سبحان به مخلوقي از مخلوقات خود سوگند ياد ميکند مثل به زمين، به آسمان و مانند آن. اما در سوره مبارکه «ذاريات» به جمع قسم ياد کرده است، فرمود: ﴿وَ الذَّارِياتِ ذَرْواً﴾ قبلاً در همين سوره مبارکه «ذاريات» در جريان آيه ۴۲ اين بود که ﴿مَا تَذَرُ مِن شیءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كاَلرَّمِيم﴾ اين باد تند که ميآيد اگر به چيزي بوزد او را نرم ميکند، اينجا نفرمود «و الذّاری» فرمود: ﴿وَ الذَّارِياتِ﴾ «حاملات»، «جاريات»، «مُقسّمات» در جريان ذاريات و اينها گفتند اين باد مادامي که متحرک است تحول و کثرتی ايجاد ميکند ميشود «ذاريات» و گرنه خود باد اگر از جايي باشد اثر سوئي يا اثر حُسني ندارد، ولی درباره مقسّمات براي اينکه روشن کند آن کثرتی که در ذاريات است در ابرهايي که حامل بار سنگين است و اموري که جاري مي شود به وسيله آن ابرها، اينها رهبري فرشتهها را به همراه دارد يا بالا سر دارند؛ لذا مقسّمات را به صورت جمع ذکر کرد؛ اما در اين گونه از موارد به جبال سوگند ياد نکرد، به کتب سوگند ياد نکرد، به بيوت سوگند ياد نکرد، به سقوف سوگند ياد نکرد، به بهار سوگند ياد نکرد همه اينها مفرد هستند؛ البته ميتوانند جنس باشند که شامل کثرت هم بشود و تنوينهايی که برای ﴿كِتابٍ﴾ و (مَسْطُورٍ﴾ و ﴿رَقٍّ﴾ و ﴿مَنْشُورٍ﴾ و اينها هست، گفتند تنوين براي تفخيم و تعظيم و امثال آن است.

اگر عاشق کوهنوردی هستید و قصد صعود به قله اورست را دارید، بد است بدانید برآوردها نشان میدهد صعود از این کوه حداقل ۳۰ هزار دلار هزینه دارد! حالا اگر بنا شود با صاعقه با شهابسنگ با سيل و مانند آن؛ نظير طوفان نوح(سلام الله عليه) بنا شد با خود آب قومي را تعذيب کند، اين آب، عصيان ندارد و اطاعت ميکند. در برابر حرفهاي انبيا که ميفرمودند بشارت و انذاری هست، آنها ميگفتند اگر ما دستورهاي شما را انجام دهيم چه ميشود؟ صدیقه خانم برغانی: از زنان مجتهده و حافظ قرآن کریم که در آغاز جنگ جهانی اوّل برای بیرون راندن عثمانیها از شهر مقدس کربلا و حمایت از قیام میرزا محمدتقی شیرازی (رهبر نهضت استقلال طلبی عراق)، «گروه زنان» را تشکیل داد.

آدم وقتي ميخوابد، در عالم خواب چيزهايی ميبيند، بعد وقتي بيدار شد ميبيند خبري نيست، اگر غالب ماها خوابيم، هنگام مرگ بيدار ميشويم، بعد ميبينيم چيزي نيست، آن وقت ﴿فَكانَتْ سَراباً﴾ معناي خودش را دارد. اگر عرش چهار گوشه دارد، براي اينکه اوصاف کلّي ذات اقدس الهی چهار گوشه دارد، اين روايت کجا روايتهای ديگر کجا! اين تسبيحات اربعه اين سهم را دارد، بنابراين نقشه و مهندسي چهار ديواري بودنِ کعبه، چهار ديواري بودنِ بيت معمور و چهار گوشه و ضلع داشتنِ عرش، برای آن اسماي چهارگانه و صفات چهارگانه ذات اقدس الهي است که مهندسيِ عالَم را آنها دارند تدوين ميکنند، پس بيت معمور از اين جهت قداست دارد، کعبه هم از آن جهت قداست دارد، عرش هم از آن جهت قداست دارد که اينها برابر چهار وصف از اوصاف ذات اقدس الهي هستند: ﴿وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ﴾ سقف بلند اگر منظور آسمان باشد اين هم جاي سوگند الهي است.

قله ی اورست،که در مرز چین و نپال قرار دارد،پس از آنکه توافق شد که نقشه برداران نپال در سال 2019 اوج را مقیاس بندی کردند ظبق روال یک تیم چینی در سال 2020 این کار را انجام داد. سراب در اصطلاح قرآن همين است که ما ميفهميم ﴿كَسَرابٍ بِقيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّی إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَه﴾. پرسش: سراب در عربی شايد به معنای سراب فارسی نباشد، شايد منظور از سراب؛ يعنی از بالا به پايين سرازير شدن باشد؟ طرح مطالعاتی ساخت شهرک صنعتی چهارباغ در زمینی به مساحت ‪ ۸۰۰هکتار در سال ۱۳۸۶ آغاز شد.

آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. پرسش: در فارسی به اين معناست؟ پرسش: در بعضی از روايات ذکر شده که برخی از اهل بهشت اهل جهنم را سرزنش میکنند؟ پرسش: در بحث صحرای محشر هم به همين اطلاق میشود؟ در ارتفاعات بیش از ۳۰۰۰ متر نیز اُرس میروید. پس از اتمام مقدمات و سطح حوزه که همزمان با جریان جنگ تحمیلی میان ایران و عراق بود اولین کار نوشتنی خود را در زمینه جنگ شروع کردم و مدتی بعد در حدود سه جلد کتاب در این زمینه نوشتم ولی به دلیل رعایت مصالحی از چاپ آن صرف نظر کرده و به کار تخصصی مربوط به خودم که حوزوی بود روی آوردم چونکه اقبال سید بن طاووس از کتابهای منبع معتبر شیعی بود آن را اولین هدفم قرار دادم و خوشبختانه در سال ۱۳۷۷ به چاپ رسید ترجمه ای که اولین کار و نیز اولین ترجمه از اقبال سید بن طاووس ره بود که به زبان فارسی برگردانده شد، کار بعدی ام تالیف کتاب فضایل و آداب ماه های رجب و شعبان بود که کمبود آن در میان مولفات شیعه محسوس بودویک سال بعد آن را نیز منتشر کردم.

اصولاً سرپرستان خانواده مراسم قربانی را نیز در راه انواع ارباب بر عهده داشت . فروشگاه اینترنتی کوه سایت ارائه دهنده انواع مختلف وسایل کوهنوردی و کمپینگ، با کیفیت و قیمت مناسب است. در مسیر صعود به این قله سر سخت خطراتی چون بیماری های ارتفاع ، انواع سرمازدگی و یخ زدگی اندام ، پدیده های خطرناک هواشناسی و … عینین ( یا رمات) نام کوهی است در بیرون شهر ((مدینه)) در منطقه احد. یکی از آن افراد به نام میرتاج الدین با ما در تماس بود. این چشمه ی زیبا و دیدنی در 1850 متری کوه و پارک صفه اصفهان قرار دارد.

سرابهای نیلوفر، گلین، ریحباب، قیر، طاق بستان، یاروی، خضر زنده، خضر الیاس و دهها سراب دیگر از جاذبههای زیبا و طبیعی استان کرمانشاه هستند. ﴿كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ﴾؛ وجه خدا و فيض خاص خدا مصون است؛ منتها فيض خدا گاهي به صورتهاي برتر در ميآيد که آن صورتهاي برتر نشان ميدهد اين کوهي در کار نبود، آنچه ما ميبينيم وجه خدا است و گرنه کوهي در کار نيست يا ﴿كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ﴾ است يا ذرّات پراکنده است يا سراب است. برچيده شدن اينها با چند طايفه است؛ بعضي از طوايف را انسان ميتواند بفهمد برخي از تعبيرها و طوايف، فهم آن بسيار دشوار است؛ مثلاً سؤال کردند: ﴿وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ﴾؛ خدا اين کوها را در قيامت چه ميکند؟

چيزي بخواهد جلوي اين عذاب را بگيرد فرض ندارد، نه در خارج از حوزه خلقت نه در داخل؛ خارج از حوزه خلقت که چيزي وجود ندارد، داخل در حوزه خلقت هم ﴿وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرينَ﴾. اکثر معدن چینان معدن را پنج شنبه شب ترک می کنند تا در قریهً خنج با سنگ های جمع آوری و بسته بندی شده در کاغذ های روغنی سپری کنند. یکی از متداول ترین و شاید آسان ترین روش های جهت یابی در شب استفاده از هلال ماه است. از این رو، ماه شب چهارده را بدر مى نامند. ذرات را پراکنده ميکند که اين را آدم ميفهمد.

اين دودي که از آتش برخاست اوّل سياه است، بعد کمکم پراکنده ميشود، بعد تبديل به هوا ميشود، ديگر خبري از آن نيست. وقتي چيزي با برهان ثابت شود آنگاه با اصول رواني، اين مطلبِ علمي ثابت شده را شنونده بايد به جان خود گره بزند؛ يعني بعد از عقد، عقيده پيدا کند. پس خود آن شيئي که بايد به وسيله او عذاب حاصل شود اين مطيع محض است؛ اگر آب است، اگر آتش است، اگر صاعقه است، اگر شهابسنگ است، اگر تندباد و مانند آن است، اين اطاعت ميکند. چنين صحنهای اگر باشد، برخیها هم اکنون که بيدارند، عالم را اين گونه ميبينند.

دیدگاهتان را بنویسید