معرفی ۲۳۷ تن از مشاهیر و مفاخر و رجال آمل – هراز نیوز

امام صادق علیه السلام می فرماید: عقیق حرز در سفر است و دست کردن انگشتر آن در هنگام سفر، انسان را از خطرهای سفر محفوظ و مصون می دارد. سایت جاده مفتخر است میزبانی گردشگران عزیز را در استان لرستان به عهده داشته باشد. موارد ششگانه بالا که غیر از جریان غزوه تبوک است، همه را از کتب معروف اهل تسنن آوردیم و گرنه در روایاتى که از طرق شیعه وارد شده، موارد دیگرى نیز از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) نقل شده که این جمله را فرمود.

در یکى از این موارد نقل مى کند که ابن عباس نشسته بود جمعى نزد او آمدند و به او گفتند یا به همراه ما بیا و یا این عده اى که در مجلس نشسته اند از مجلس بروند (ما با تو سخنى داریم) ابن عباس گفت:: من با شما مى آیم، تا آنجا که میگوید: ابن عباس داستان جنگ تبوک و گفتار پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) را نقل کرد و در آخر آن اضافه نمود: انه لا ینبغى ان اذهب الا و انت خلیفتى: شایسته نیست که من بروم مگر اینکه تو جانشین من باشى.

از مجموع اینها به خوبى استفاده مى شود که حدیث منزله، موضوعى نبوده است که اختصاص به داستان تبوک داشته باشد بلکه یک فرمان عمومى درباره على (علیه السلام) براى همیشه بوده است؛ و از اینجا روشن مى شود اینکه بعضى از دانشمندان اهل سنت مانند آمدى تصور کرده اند که این حدیث متضمن حکم خاصى در مورد جانشینى على (علیه السلام) در غزوه تبوک بوده است و ربطى به سایر موارد ندارد، به کلى بى اساس است، زیرا پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) به مناسبتهاى مختلف و در جریانهاى گوناگون این جمله را تکرار فرموده و این نشان مى دهد که یک حکم عمومى است.

است ودر هر دو تگاب مدرسه علیمه دینی فعال است از جمله مدرسه حاج آخود کوه بیرونی واقع در تگاب برخنه که یکی از بزرگ ترین مدرسه علمیه در تمام هزاره جات است که عالمان بزرگ را تحویل جامعه افغانستان داده است آب وهوای نسبتا سرد دارد و در زمستان نزدیک به یک متر برف میگیرد. یکی از فرق های اساسی ماگما و گدازه در این است که ماگما داخل زمین و به شکل سنگی است اما گدازه مایعی سیال و داغ است که رنگ قرمزی داشته و متشکل از مواد مایع، حباب و کریستال است. بنابر این: حضرت موسی(علیه السلام) برای عبادت کردن و ارتباط با خداوند، به کوه طور می رفته است؛ ولی در باره آن کوهی که خداوند بر آن تجلی می کند و با خاک یکسان می شود، بین مفسران و اندیشمندان قرآنی اختلاف است و برخی آن را کوه عظیم دیگری به نام «کوه زبیر» می دانند.

دمای این مواد بین ۱۲۰۰ تا ۱۸۰۰ درجه سانتی گراد است. و اجعل لى وزیرا من اهلى هارون اخى، اشدد به ازرى و اشرکه فى امرى (سوره طه آیه ۲۹ تا ۳۲): وزیرى از خاندانم براى من قرار ده، هارون برادرم را، نیروى مرا به او افزایش ده، و او را در برنامه من شریک ساز. در این آیه اشاره به یکى دیگر از صحنه هاى زندگى بنى اسرائیل و درگیرى موسى با آنها شده است و آن جریان رفتن موسى به میعادگاه پروردگار و گرفتن احکام تورات از طریق وحى و تکلم با خدا و آوردن جمعى از بزرگان بنى اسرائیل به میعادگاه براى مشاهده این جریان و اثبات اینکه هرگز خداوند را با چشم نمى توان دید مى باشد، که به دنبال آن داستان گوساله پرستى بنى اسرائیل و انحراف از مسیر توحید و آن غوغاى عجیب سامرى ذکر شده است.

سپس چنین نقل که (موسى به برادرش هارون گفت:: در میان قوم من جانشین من باش و در راه اصلاح آنها بکوش و هیچگاه از طریق مفسدان پیروى مکن) (و قال موسى لاخیه هارون اخلفنى فى قومى و اصلح و لا تتبع سبیل المفسدین). على جانشین و خلیفه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) بود و با وجود او هیچکس دیگر چنین شایستگى را نداشت. کاملا متناسب با وحدت این دو جریان است، آیه ۱۴۵ همین سوره به خوبى نشان مى دهد که جریان الواح تورات و دریافت احکام این شریعت نیز در همین سفر بوده است. در دوره پنجم زندگی حضرت موسی علیه السلام که پس از نابودی فرعون و نجات قوم بنی اسرائیل و عبور آن ها از دریا بوده است اتفاقات بی شماری رخ دادند که یکی از آن ها رفتن به کوه طور و دریافت تورات توسط حضرت موسی (ع) است.

آتشفشان یکی از پدیده های طبیعی و همیشگی زمین شناسی است که در طول تاریخ زمین شناسی به نسبت بدون تغییر باقی مانده و در ایجاد، تحول و تکامل پوسته و گوشته زمین نقش اساسی داشته است. در جنوب صحرای سینا، کوهی به نام کوه سیناء وجود دارد که در نزدیکی دِیر کاترین مقدس قرار گرفته است. که برخی مفسران منظور از آن را همان طور سیناء دانستهاند. همچنین گفتهاند استفاده قرآن از دو تعبیر «سیناء» و «سینین» اشاره به همین نکته دارد و طور سینین بخشی از طور سیناء است. همچنین منظره شهر اصفهان از دامنه و بالای این کوه بسیار دیدنی است.

همچنین از این ترکیب برای تحریک اکسیداسیون الکل ها و تیول ها استفاده می شود. به باور برخی از تاریخنویسان، اتن در زمان کشورگشایی و یا دفاع افغان ها از وطن خویش رواج بیشتری یافته است. مسعود تنگستانی به ایسنا گفت: مرکز زمین لرزه امروز بوشهر در حوالی شهر کاکی در شهرستان دشتی بوده است. آن سه قسمت که به مدینه رفتند «اُحُد» و «وَرقان» و «رَضوى» شدند و آن سه قسمت که به مكه رفتند «ثَور» و «ثَبير» و «حِرا» شدند.(9) نظر علامه طباطبایی(ره): «در احادیث اهل بیت(علیهم السلام) چنین آمده که کوه در اثر اندکاک پوسیده شد، و در بعضی دارد که به دریا فرو رفت و تا روز قیامت و در بعضی دیگر تا این ساعت، هم چنان در دریا فرو می نشیند.

ابن عباس میگوید: روزى عمر بن خطاب گفت:: نام على را به بدى نبرید زیرا من از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) سه جمله درباره او شنیدم که اگر یکى از آنها را میداشتم از آنچه آفتاب بر آن میتابد نزد من محبوبتر بود، من و ابوبکر و ابو عبیده و جمعى از اصحاب پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) نزد او بودیم و پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) تکیه بر على کرده بود، دست بر شانه او زد سپس فرمود: انت یا على اول المؤ منین ایمانا و اولهم اسلاما ثم قال انت منى بمنزلة هارون من موسى: اى على تو نخستین مردى هستى که به خدا ایمان آوردى و نخستین کسى هستى که اسلام را پذیرفتى، تو نسبت به من همانند هارون به موسى هستى.

ام سلیم که از زنان با شخصیت و از دعوت کنندگان به سوى اسلام بود و پدر و برادرش در میدان جهاد در خدمت پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) شربت شهادت نوشیدند، و به خاطر اینکه شوهرش، دعوت اسلام را نپذیرفت از او جدا شد، گهگاه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) براى دیدنش به خانه او مى آمد (و او را تسلى میداد) روزى به او فرمود: اى ام سلیم ان علیا لحمه من لحمى و دمه من دمى و هى منى بمنزلة هارون من موسى على گوشتش از گوشت من و خونش از خون من و او نسبت به من همانند هارون است نسبت به موسى.

در سنن ترمذى مطلبى بر این اضافه دارد که معاویه روزى به سعد گفت: چرا ناسزا به ابو تراب (یعنى على (علیه السلام) نمیگوئى؟! گفت:: من سه مطلب را به خاطر دارم که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) درباره على (علیه السلام) فرمود، هنگامى که به یاد این سه مطلب میافتم نمیتوانم به او ناسزا بگویم، سپس یکى از این سه مطلب را جریان جنگ تبوک و جملهاى را که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) در حق على (علیه السلام) فرمود، ذکر مى کند.

در یکى تنها براى گرفتن احکام و در دیگرى همراه بزرگان بنى اسرائیل و احتمالا اربعین دیگرى براى مقاصدى غیر از اینها با خداوند میعاد داشته است (چنانکه از سفر خروج تورات کنونى از باب ۱۹ تا ۲۴ نیز چنین استفاده مى شود). در اینکه این چهل روز، موافق چه ایامى از ماه هاى اسلامى بوده، از بعضى روایات استفاده مى شود از آغاز ذیقعده شروع، و به دهم ذیحجه (عید قربان) ختم گردیده است، اگر مى بینیم تعبیر به چهل شب (اربعین لیله) در قرآن شده است نه چهل روز، ظاهرا به خاطر این است که مناجات موسى (علیه السلام) و گفتگویش با پروردگار بیشتر در شب انجام مى شده است.

نخست مى گوید: (ما به موسى (علیه السلام) سى شب (یک ماه تمام) مواعده کردیم، سپس با ده روز دیگر آن را کامل ساختیم، و وعده خدا با او در چهل شب پایان یافت) (و واعدنا موسى ثلثین لیلة و اتممناها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیلة). از امام باقر (علیه السلام) چنین نقل شده که فرمود: هنگامى که موسى (علیه السلام) به وعدهگاه الهى رفت با قوم خویش قرار گذاشته بود غیبت او سى روز بیشتر طول نکشد، اما هنگامى که خداوند ده روز بر آن افزود، بنى اسرائیل گفتند: موسى (علیه السلام) تخلف کرده است، و به دنبال آن دست به کارهائى که مى دانیم زدند وگوساله پرستى کردند.

دیدگاهتان را بنویسید