نمک صنعتی در بندرعباس

آبی كه از این راه به مردم دهکده میرسید خیلی بیشتر از قبل بود، به طوری كه میتوانستند دهکدههای اطرافشان را هم آب رسانی كنند. صاحب این فرشفروشی، پیرمردی بود که از شدت ضعف پیری، توانایی سرکشی به مغازه خود را نداشت و حساب و کتابهایش را به دو شاگردش سپرده بود. میدانستم که معلم سختگیری داریم و با عدم انجام تکالیف، به شدت عصبانی خواهد شد. دوست من روز بدی را پشت سر گذاشته و مشکلات خانوادگیاش باعث شده بود که قادر به انجام تکالیف خود نباشد. روزی که با هم به دامنه کوه رفته بودند، رضا رو به محمد کرد و گفت به این دو کوه نگاه کن، این دو کوه هیچ وقت به هم نمیرسند که بخواهند جواب محبت یا بدی یکدیگر را به هم بدهند.

رحیم و همسرش آنها را بخشیدند و از آن پس دوباره با هم رفت و آمد کردند ولی به این نتیجه میرسیم که کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد. ما میتوانیم از داریوش بخاطر نگاشتن کتیبه تاریخی بیستون، به عنوان کهنترین تاریخنویس شناخته شده ایرانی نام ببریم. این کوه با برکت کوهسنگی هم بخاطر اینکه از سنگ است به نام کوهسنگی به شهرت رسیده است از همان زمان. یک مسیر عمومی برای بازدید از کوه نمک جاشک طراحی شده که شما را به سمت آبشار و یکی از غارها میبرد.

جنس آن را از زمرد سبز نوشتهاند و به باور آنها کبودی آسمان همان روشنایی زمردین است که از این کوه بازمیتابد وگرنه آسمان در اصل از عاج سپیدتر است. روزی از روزها، وقتی که به سراغ پیرمرد رفت، او با عجز و ناله به شاگردش گفت که این دنیا ارزش چنین کاری را ندارد، من اکنون پیر و ناتوانم و نمیتوانم از حقم در برابر تو دفاع کنم، تو تصور میکنی که وقتی مال من را بدزدی هیچ چیزی جلویت را نخواهد گرفت و به راحتی همه دارایی من را خرج خواهی کرد، اما مطمئن باش که کوه به کوه نمیرسد، ولی آدم به آدم میرسد.

در حین امتحان آرین مدام از محمد رضا میخواست که به او تقلب بدهد اما محمد رضا توجهی نمیکرد. 2-2- زاگرس مرتفع این رشته از مرز آذربایجان غربی با ترکیه و همینطور از محل تلاقی مرزهای ایران، ترکیه و عراق شروع می شود و به شکل دایره ای سراسر جنوب غرب ایران را در بر می گیرد. خان جوان علی رغم میل درونیاش مجبور شده به اتفاق عدهای از باغداران بالا كوه به پایین كوه برود و با آنها در مورد بلایی كه حفر چاههای پایین كوه بر سر ساكنین بالای كوه آورد صحبت كند.

قرآن مجید هیچگونه تصریحی درباره شمار اصحاب کهف ندارد و تنها بیان می کند که مردم در عدد اصحاب کهف اختلاف نظر داشتهاند؛ برخی ایشان را با سگ همراهشان ۴ تن و برخی ۶ تن و برخی ۸ تن دانستهاند:«سَیَقولونَ ثَلثَهٌ رابِعُهُم کَلبُهُم ویَقولونَ خَمسَهٌ سادِسُهُم کَلبُهُم رَجمًا بِالغَیبِ ویَقولونَ سَبعَهٌ وثامِنُهُم کَلبُهُم» و چون «رَجمًا بِالغَیبِ» را که اشاره به بیدلیل بودن سخن مردم است پس از دو قول اول ذکر کرده و قول سوم را بدون چنین تعبیری آورده، برخی نتیجه گرفتهاند که قرآن نظر سوم را تأیید می کند، به هر روی، قرآن شمار کسانی را که از عدد اصحاب کهف آگاه بودند اندک می داند: «قُل رَبّی اعلَمُ بِعِدَّتِهِم ما یَعلَمُهُم الّا قَلیلٌ» ، ازاینرو به رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور میدهد که جز به نحو مستدل با ایشان در این مورد به گفتوگو نپردازد:«فَلا تُمارِ فیهِم الّا مِراءً ظهِرًا».

رحیم جلو رفت و از او پرسید که چه شده است وقتی آقای حسینی رحیم را دید با گریه به سمت او آمد و او را بغل کرد و به او گفت از وقتی که از محله شما رفته ایم همسرم ناراحتی قلبی پیدا کرده است و الآن هم داند اورا عمل میکنند و احتمال زنده ماندن آن کم است. زمان امتحان داشت تمام میشد که آرین با یک حرکت سریع ( وقتی معلم پشتش به آنها بود ) برگه محمد رضا را از زیر دستش کشید و برگه امتحان خودش را به جای آن روی میز او گذاشت.

یکی از آن دو ، انسانی خام و سرد و گرم روزگار نچشیده بود که همیشه به موفقیت و پول بیشتر فکر میکرد و هیچ اهمیتی برای نحوه رسیدن به پول قائل نبود. او برای موفقیت خود، حاضر بود موفقیت را از دیگران بگیرد و بدبختشان کند. سه چهار ماهی گذشته بود که رحیم از همسرش پرسید: (چند روزی است که همسایه را ندیده ام،از او خبر داری؟ )زن گفت نه او را ندیده ام.

متن: در کتاب ها حکایت شده که در دامنهی كوهی بلند دو دهکده قرار داشت. اما وقتی در جایگاه قرار گرفت و چشم در چشم قاضی شد، ناگهان رنگ باخت. این ترکیب شیمیایی یک جامد یونی با نقطه ذوب بالا و به رنگ نارنجی است که در آب محلول است. آن طرفی که خط مرا می خواند، یعنی کلان قریه، خیلی زود با من تماس گرفته می شد. هنگام سفر از قشم به جزیره هرمز از راه دریا، کوههای رنگی ای را می توان دید که در میان آنها (در بخش جنوبی)، کوه قرمز رنگی با خاک خوراکی ای به نام «گِلک» وجود دارد و میزان استفاده از آن در آشپزی، بدون اغراق به اندازه نمک است.

در نزدیکی بندرگاه جزیره هرمز، قلعهای وجود دارد به نام قلعه پرتغالیها. نام اینان به کامل ترین شرح این گونه است: تلمیخا – ماکسی میلیان – مرطوس – نیرویس – کسطومس – دنیموس – ریطوفس – قالوس – محسلمینا، که به «یاران غار» (اصحاب کهف) آوازه دارند. مقدمه: روایت شده است که در روزگاران گذشته، دو روستا در نزدیکی هم وجود داشته است که هر کدام در دامنه ی کوهی قرار داشتند . روی این رود و بر سر راه قدیم کرمانشاه، پلی با نام پل بیستون قرار دارد. دختران و پسران جوان د راثر همان شور و شوق بهاری رهسپار دامنه های سرسبز وقلل پربرف کوه پایه ها می شوند و در کنار رود خانه های خروشان و سرمست و کف آلود رقص زنان و شادی کنان بطرف بالاها سیر میکنند.

اما حالا، دستگاه سنگ تراشی با نیروی برق کار می کند و مانند دستگاه خراطی قادر است درون سنگها را به سرعت خالی کند و رویة ظرف های سنگی را صیقل دهد. این ماجرا گذشت تا اینکه روزی رضا هنگامی که داشت در زمین های اطراف دهکده قدم میزد پایش به سنگی گیر کرد و درون چاله ای افتاد، در همان زمان صدای پیرمرد هیزم شکن را شنید که از آنجا میگذشت. اکبرآباد، روستایی است از روستاهای تنکابن از توابع بخش خرم آباد که در استان مازندران واقع شده است.

از اینکه افغانستان یک کشور کوهی است و دارای تکتونیکهای قدیم ونو میباشد. در اوایل آوریل یک گروه کوماندویی متعلق به پلیس مخفی (خاد)، دراقدام خود برای قتل احمد شاه مسعود با ناکامی مواجه میشود. علاوه بر آن توریست ها، اساتید، دانشجویان و دانشمندان بسیاری برای مطالعات خود به این مناطق سفر می کنند تا از نزدیک این آتشفشان های خارق العاده را ببینند. تعداد زیادی از طایفۀ دوستی در منطقه پراچغان نورستان و هزارههای پراچغانی با جمعیت ده هزار خانوار در کشم بدخشان از این طایفهاند. وجود این قناتها باعث شد چشمهی روستای بالا کوه به مرور زمان خشک شود.

دیدگاهتان را بنویسید