کوه ها و جنگل های شمال ایران

اما این قبیلههای شعب لُر کوچک که کاشانی، مستوفی، معینی و بدلیسی نام بردهاند بیشتر در دو سوی راه سراسری و باستانی شمال به جنوب یا همان راه «شوش به همدان یا هگمتانه» در دههای خود مستقر بودند، در حالی که از ساکنان شمال و شمال باختری و باختر لُرستان و دیگر نقاط آن نامی برده نشده است. چون در آن کول مردم بسیار شدند، هر گروهی به موضعی رفتند و ایشان را بدان موضع بازخواندند، چنانچه سیوانی، جنگرویی، اوتری و هر قبیلهای از لُران که درآن مقام نداشتند، لُر اصلی نباشند و شعب ایشان بسیار است چنانکه کوشکی، لنبکی، روزبهانی، ساکی، شادلوی، داودی، عباسی، محمدکاری و گروه جنگروی که امرای لُر کوچک و خلاصه ایشانند از شعبه سلبوری باشند و از شعب دیگران این اقوامند: کارند، رزجنگری، فضلویی، شنوندی، الانی، کاه کاهی، ورخوارکی، دری، ویراوند، مانکره، واری، امارکی، ابوالعباسی، علی ممایی، کیجایی، خودکی، مدرئی و غیرهم که منشعب شدهاند.

مثلاً کلمه «سقز» که اسم شهری است در کردستان از همین نام است، همین طور نام طوایف «سگوند» و «ساکی» در لُرستان به احتمال قوی از همین طوایف سکهها (سکاها) باید ناشی شده باشد. چرا که اگر چنین بود و این قوم پیشینهای به این درازا و گستردگی در تاریخ ایران داشت، نمیبایست این همه در گمنامی و تاریکی به سر میبرد و دست کم در فهرست حمدالله مستوفی نامی از آن به میان میآمد. گزارش این مورخین از جمله معینی جالب توجه است که از میان آن همه قبیله درباره ایل ساکی مینویسد: ساکیها با اینکه لُر نیستند، ولی به زبان لُری تکلم میکنند.

در این ارگ مانند تخت جمشید خشتهایی پیدا شد از گِل رُسْ که روی آنها به خط میخی کتیبههایی نوشتهاند به زبان آن دوره و نسخهی بابلی (اسوری) از همه سالمتر مانده بود، آن را مأخذ ترجمه قرار دادند و پس از سالیان رنج و بررسی سرانجام در سال ۱۹۲۸ م. علاوه بر این کسانی چون بقراط، ارسطو، استرابون و بطلمیوس راجع به سکاها مطالبی نوشتهاند ولی اطلاعاتی که هردوت داده، مبسوطتر است.

بعضی از محققان واژه «سکی» را با صدای بین «فتحه» و «ای» در آخر نوشتهاند. بعضی از محققان، سکاها را جزو طایفه هون و برخی دیگر آنان را ترک یا مغول میدانند اما به طور کلی، بیشتر پژوهشگران در این نکته با هم توافق دارند که سکاها جزء آریاییهای هند و ایرانیاند. وی چنین میگوید: خویش را اگر بیینی بهتر از دگر ابنا راست گویم این دیدن راه بدگمانی هاست هرچه نام اسلام است یک وجود با الذاتیم صلح کل در این معنی اصل نکته دانی هاست و یا هم در این پارچه: بی سبب عربده احکام شریعت نبود بی محل فتنه اصولات طریقت نبود هر که زین مسأله دانای حقیقت نبود قابل سلک تقرب به حقیقت نبود صلح کل شیوۀ مردان معارف باشد مرد باید که از این مرحله واقف با شد ” عدیم” مدت سیزده سال را در زندان، تبعید، دور از خانه و کاشانه اش به سربرده بود.

و این کمال زهد و پارسایی بوده و به این معنا نیست که انسان چیزی از دنیا نداشته باشد بلکه چیزی از دنیا داشته باشد که برای او حلال است و نصیبش از دنیا را فراموش نکند اما آن را در دستش قرار دهد نه در قلبش؛ و این نکته ی بسیار مهمی است. حمیدرضا دالوند پژوهشگر خوش ذوق لُرستانی در افزودهای خود به کتاب سفرنامه لُرستان و خوزستان حسنعلی خان افشار در رد نظریه سکاها بودن طایفه سگوند مینویسد: «سبب نام گذاری سگوند به درستی روشن نیست ونه در منابع کتابی و نه در منابع شفاهی نیز به آن پرداخته نشده است، از این رو تفسیر واژگانی چنین واژهای در میان پژوهشگران فرهنگ و تاریخ لُرستان بحثی را پیش کشید که علیرغم بیهوده بودنش، هنوز نیز برای بسیاری تازگی دارد.

از مهمترین گزارشهای بعدی درباره قوم لُر گزارش معین الدین نطنزی را میتوان نام برد که علیرغم حذف و اضافاتش، از مطالب نویسندگان پیشین فراتر نمیرود. به استناد همین گزارش ابوالقاسم کاشانی مولف زبده التواریخ ظاهراً نخستین کسی است که درباره پیشینه قوم لُر و طایفههای آن گزارش مفصلی به دست میدهد. از دیگر نامهای این کوه «کوه جودی» است که در قرآن ذکر شده است. به عقیده بسیاری از مسافران شهر اصفهان، بازدید از این شهر تاریخی و زیبا زمانی کامل میشود که نمای آن را از بالای تله کابین کوه صفه ببینید. «رنه گروسه» معتقد است که به گواهی علم نامشناسی سکاها بهنژاد ایرانی آریایی تعلق داشتند اینان از ایرانیان شمالی بودند که به حالت بیابانگردی در موطن اصلی ایرانیان و استپهای ترکستان روسیه کنونی میزیستهاند.

چون این قوم در آن موضع بسیارشدند و بعد از آن هرقبیلهای به جهت علفخوار (کذا) روی به موضعی نهادند و بعضی به لقب پدر و بعضی به اسم موضعی که قرار گرفتند نام قبیله بدان مشهور شده، مثل روزبهانی و فضلی و داود عباسی و ایازکی و عبدالملکی و ابوالعباسی که نام پدر موسوماند و سلوزی و جنگرویی و لک و هسته و کوشکی و کارند و سنوبندی و الانی و زخوارکی و براوند و زنگنه و مانکره یی و رازی و سلگی و ساکی و جودکی که به اسامی موضع خود مشهور شدهاند و بعضی از این اقوام مثل قوم ساکی اگر چه زبان لُری دارند اما در اصل لُر نبودهاند.

این اتفاق نظر و این توضیح و تأکید و تخصیص مورخان مهم است که آگاهی میدهد که ایل یا قبیله ساکی لُر نیستند. شاید اگر این حدس دربارهی ایل ساکی اظهار میشد با توجه به آنچه که در دست داریم معقولتر به نظر میرسید… بس روشن است که چنین اظهار نظرهایی، به هر قصدی که مطرح شده باشند، سخت دشوار است. آغاز بحث به ریشه یابی عامیانه رزم آرا برمی گردد که انتشار آن پژهشگران لُرستانی را برآن داشت تا با رد چنین اظهار نظری، سگوندها را بازمانده سکاها بدانند؛ اگر چه تا زمان ما نیز هیچ پژوهشگری نتوانسته است سرگذشت، قلمرو، خاستگاه و مسیر مهاجرت این قوم باستانی را به درستی روشن کند.

به هر حال واژه ساکی را به صورت کلی اطلاق بر قوم سکا و یا به جا مانده از آنها، میتوان پذیرفت. دودکش آتشفشانی مجرایی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی از درون زمین به سطح آن راه می یابند. از با ارزش ترین این لایه ها می توان به لایه ای با نام ته نشین شافت جلویی نمک اشاره کرد که این لایه برای اولین بار در اوایل قرن 16هم میلادی استخراج گردید.

نه فقط در شرق برای آریاهای شرقی مزاحمت فراهم میکردند مثلاً برای پرثوها (پهلوانان) و کیانیان، بلکه در غرب هم آنها دست اندازیهایی میکردند چنان که در مغرب ایران هنوز اسم سکهها (سکاها) در نام بعضی از جاها وجود دارد. سکاها در عصر خود چنان عامل مهمی به شمار میآمدند که هردوت مورخ مشهور یونانی لازم دانست یک کتاب کامل از تاریخ بزرگ خود را به آن اختصاص دهد. آيت لله راضي تبريزي، که از علماي بزرگ قم بود، براي من نقل فرمودند: من خدمت والد شما رسيدم به اتفاق ايشان جهت اقامه فريضه ظهر و عصر به مسجد رفتيم در بين نماز پس از تشهد رکعت دوم موقع برخاستن ذکر « وتقبل شفاعته في امته وارفع درجته» را قرائت کرد، پس از تمام شدن نماز و رسيدن به منزل از ايشان پرسيدم شما موقع حرکت و آماده شدن براي تسبيحات اربعه کلمه « في امته » را از کجا اضافه فرموديد؟

ولی در کوه اینطور نیست، گاهی در کوه اتفاقهایی افتاده و رفتارهایی را از دوستانی دیدم که اصلا انتظار آن را نداشتم و همچنین بالعکس بودند آدمهایی که نمیشناختم و برای بار اول آنها را میدیدم اما آنقدر خوبی در وجودشان بوده است و آنقدر وجودشان پر از انرژی مثبت و مهربانی بوده که نزدیکترین دوستان من شدهاند و فکر میکنم این دوستیها همیشه پایدار هم میماند. 11-ویژگی های کوه های تالش را بنویسید. دست کم از قرن یازدهم، در دستنوشته های مسلمانان نسخه هایی برای تولید جوهر با رنگ آبی ثبت شده است. در اول انجمن جغرافیای سلطنتی انگلیس بدلیل سخت بودن تلفظ اورست برای مردم محلی، آن را رد کردند، اما سرانجام در سال ۱۸۶۵ نام رسمی اورســــــت بر بلندتین قله جهان نهاده شد.

اورست بلندترین کوه زمین به شمار میرود اما این کوه بلندترین کوه منظومه شمسی نمی باشد، بلکه قله کوه “المپیوس” با ارتفاعی بیش از ۲۵ کیلومتر مرتفع ترین کوه سامانه خورشیدی است که بیش از ۳ برابر قله اورست ارتفاع دارد، این کوه می تواند تا صد قله دماوند را در خود جای دهد. گنبد ولکانیکی کوه بابا با ارتفاع بیش از 2825 متر مرتفع ترین کوه منطقه است و عمدتا دارای ترکیب اندزیتی تا داسیتی است.

طول آن از شرق به غرب 7000متر رسیده و طولانی ترین کوه در شبه جزیره است . ممکن است آن زمان کمی بالاتر از نقطه فعلی به سمت شرق بوده باشد. چون اکثر پژوهندگان، این قوم (سکاها) را همان تورانیان میدانند و در کتاب مقدس تورات هم با نام «اشکوزاها» یا «هلاک کننده امتها» آمدهاند برخی از مورخین بر این عقیدهاند یکی از نامهای یأجوج و مأجوج که در قرآن کریم آمده همین سکاها هستند. افراد این قوم خود را سکه یا سکا و حتی سکی مینامیدند. در این مورد که زبان سکایی با زبانهای ایرانی حتی از نظر ساختار دستوری مشاهبت بسیار داشته، تاریخ داستانی ایران هم گواه صادقی بر این مدعاست.

سکاهایی که از طرف آسیای وسطی با ایران سرو کار داشتند، جغرافی دانان قدیم آنان را ساک (sake) نامیدهاند داریوش هخامنشی آنها را سکه (saka) مینامید یونانیان آنها را اسکیت یا اسکوت میخواندند و اسکوت در زبان یونانی به معنی پیاله است و افراد این قوم همیشه پیالهای با خود به همراه داشتند. این قوم در زمان هخامنشیان و پیش از آن در پیرامون ایران میزیستند. تنگهٔ گردنه باد نیز از جاذبههای طبیعی این منطقه است. معینی نطنزی در سال ۸۱۶ هـ ق در ذکر طوایف لُرستان آورده: «مورخان در آنچه نام این طایفه به لُر موسوم شده چند وجه گفتهاند: یکی آنکه در ولایت مایرود دیهی است که آنرا کریت خوانند و دربندی دارای که لوک نام دارد و در آن بند موضعی هست که آنرا لُر گویند، چون اصل ایشان از آن موضع انتشار یافته است نام این موضع لقب ایشان شده است.

دیدگاهتان را بنویسید