گزارش صعود بر فراز قله آرارات

آغاز بحث به ریشه یابی عامیانه رزم آرا برمی گردد که انتشار آن پژهشگران لُرستانی را برآن داشت تا با رد چنین اظهار نظری، سگوندها را بازمانده سکاها بدانند؛ اگر چه تا زمان ما نیز هیچ پژوهشگری نتوانسته است سرگذشت، قلمرو، خاستگاه و مسیر مهاجرت این قوم باستانی را به درستی روشن کند. در زمان شاه عباس اول، در همین مسیر (راه خرم آباد به دزفول) به فاصله هریک منزل راه (یا پنج فرسنگ در روز) یک قلعه و یا کاروانسرا ساخته شده که اینک نیز آثار آن موجود است این راه حتی در زمان پادشاهی رضا شاه پهلوی و پیش از ایجاد راه اتومبیل رو کنونی، اهمیت داشته است.

معادن درومگل وجامنک (ولایت نورستان) که ذخایر بیش ازچهارملیون تن «اوکساید لیتیم» را دارند که دارای اهمیت زیادی میباشد. این همان راه میان شوش و همدان است که به دلیل اهمیت نظامی و ارتباطی، داریوش هخامنشی هر سال هدایایی به سران کاسیها میداد تا امنیت آن را عهده دار شوند. باید یادآور شد که این همان راهی است که پدران قوم کنونی لُر که به نام کاسی شهرت داشتند، آنتی گون سردار اسکندر را هنگام گذر و انتقال غنایمی که از شوش به یغما برده بود و میخواست آنها را به هگمتانه یا همدان برساند، او را در گذرگاه کیالان محاصره کرده و شکست دادند (ن ک: ایران باستان، مشیرالدوله ج ۳ از ص ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲) و البته غنایم را نیز پس گرفتند.

ایل ساکی یکی از کهنترین و ریشه دارترین ایلات لُرستان است و به استناد پژوهشهای صورت گرفته دربارهی لُرها و این ایل توسط تنی چند از پژوهشگران و نویسندگان کشورمان و همچنین شرقشناسان خارجی بدون هیچ تردیدی ساکی را میتوان در ردیف پیشینه دارترین اقوام ایران برشمرد. با این تعاریف میتوان دریافت که لُرها قومی ایرانی تبارند که توانستهاند در طول قرنها بسیاری از آداب و سنن باستانی و ویژگیهای منحصر اجتماعی خود را حفظ کنند. دانشمند فقید زنده یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب درباره نفوذ سکاها در ایران مینویسد: «طوایف مختلفی بودند و همیشه هم مزاحم آریایهای ایرانی این حدود میشدند.

لوت در جنوب شرق ایران قرار دارد. از میان کوه به دلیل قرارگرفتن در مسیر شاهراه شمال به جنوب که از بخشهایی از آن میگذشته است آگاهیهای تاریخی بیشتری از گذشته آن در دست است. عکس های یادگاری را که گرفتیم، ساعت ۹:۱۵ به سمت پایین حرکت کردیم.مسیر فرود، دقیقاً از همان مسیر صعود بود. به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، قمری که با فضائل خود آسمان دنیا را روشنی داد و بر مجد و عظمت بنی هاشم افزود، فرزند غایت هدایت حضرت علی مرتضی (علیه السلام) است که با جانفشانی خود برای برادرش امام حسین (ع) بر قلوب بزرگان چیره شد و الگوی آزادگان در هر زمان و مکان شد.

از میان پژوهشگران چند دهه اخیر مرحوم علی محمد ساکی، حمیدایزدپناه، حمیدرضا دالوند و مراد حسین پاپی همگی به اتفاق نظر ایل ساکی را یکی از قدیمترین و کهنترین اقوام لُرستان ذکر کردهاند و بر این اعتقادند که نام ساکی در نخستین فهرستهای موجود از آن با نام قوم یا قبیلهای مستقل سخن به میان آمده است. مواد سودایی و هر آنچه را که با خون آمیخته و غلیظ است، دفع میکند. به ویژه درباره قبیله ساکی و زبان آنها اشارهی تأکیدی دارند که بر اساس نوشتههای ابوالقاسم کاشانی در زبده التواریخ آمده است که او از سدهی سوم هـ ق به تواتر بیان خبر پرداخته است که: ساکیها اگر چه زبان لُری دارند، ولی در اصل لُر نبودهاند در نتیجه، از همان روزگاران سدههای ۸ و ۹ هـ ق که روایتگران، خبرهای روایی خود را از پیشینیان نقل کردهاند، به شرح این تخصیص و بیان «لُر نبودن ولی به زبان لُری صحبت کردن ساکیها» توجه کردهاند.

افغانستان دارای طبیعت مساعد برای رشد گردشگری و جلب جهانگردان میباشد.ولایت های بامیان, هرات,بدخشان,ننگرهار ,پنجشیر, کابل, پروان, بغلان, بلخ, غزنی, قندهار و غیره از جمله ولایت های میباشند که برای سیاحان خارجی و داخلی نظر با ماهیت و کشش توریستی که دارند با ارزش ومهم میباشند. این پیست اسكی در فاصله 12كیلومتری روستای آلوارس و 24 كیلومتری سرعین قرار گرفته است و از آنجائی كه پیست فوق در ارتفاع 3200متری از سطح دریا قرار دارد به سبب بارندگی برف فراوان در طول پائیز و زمستان و به جهت دیر ذوب شدن برف های این منطقه می تواند در حدود شش الی هشت ماه از سال مورد استفاده قرار گیرد.از ویژگیهای بارز منطقه ای كه مجتمع ورزشهای زمستانی آلوارس در آن واقع شده است علاوه بر جاذبه های زمستانی می توان به جاذبه های بهاری و تابستانی آن ازجمله روی آوردن عشایران با گله های خود به مناطق حوالی آن، هوای خنك و معتدل در اوج تابستان، پوشش گیاهی و گل های رنگارنگ بصورت دشت های وسیعی از شقایق های كوهی، گل ختمی، گون و غیره همچنین قرار گرفتن مسیرهای صعود به قله سبلان و قلل دیگر از فاصله نزدیك كمپ مجتمع و مشرف بودن آن به شهرهای سرعین، نیر، اردبیل می باشد كه استفاده از آن را در تمامی فصول سال مفید و خاطره انگیز می نماید.

آوازه و شهرت آنان (کاسیها) در هنر و پرورش اسب تا آنجا بود که دولتهایی چون آشور و عیلام از افتخارتشان آن بود که ارابههای جنگی آنان را اسبهای کاسیتی میکشیدند ولی در بخش میانی شاید به دلیل کوهستانی بودن و شرایط اقلیمی دشوار آن، ساکنان کمتر ولی سخت کوش تری داشته است. به دلیل گذشتن راه اصلی شمال به جنوب از این بخش، از پیش از هخامنشیان و سدهها و هزارههای پس از آن، با همهی گذرگاههای کوهستانی سخت و دشواری که داشت همواره راه مهم بازرگانی و کاروانی و نظامی و کوچ ایل و طایفهها بوده است.

کهنترین اطلاعاتی که از طوایف لُر در دست داریم مربوط به گزارش حمدالله مستوفی است. پهله نام بخش مهمی از شمال باختری تا جنوب خاوری ایران بود که از زمان اشکانیان، پهله نام گرفت و زبان و زبان مردم آن پهلوی بود. گروهی از معمرین ایل بر اساس روایات محلی سفر شاهزاده احمد (احمد بن موسی کاظم) به لُرستان بر این باورند که ساکیها به همراه این امامزاده از حدود بلخ به درون ایران وارد و بعد در لُرستان ساکن شدهاند. یا در مقایسهای دیگر نام زرنگ یا «درنگیانا» زمانی که سکاها در آن مسقر شدند، سکستان نام گرفت، این واژه و نام، در تعرب و تازی گردانی، به سجستان و سپس به سیستان تبدیل شد، ولی نام «ساکی» با توجه به نمونههایی که آورده شد، تعرب پذیر نبوده و بیهیچ تغییر و دگرگونی تا اکنون بر جای مانده است.

آنچه از نوشتهها و آثار به جا مانده به دست میآید ظاهراً بالاگریوه مهمترین پایگاه قوم باستانی کاسی بوده است. « شما از کابل طی یک روز می توانید به منطقه ای بروید که هرگز برف نمی بارد، اما ظرف دو ساعت می توانید به منطقه ای بروید که برف هرگز ذوب نمی شود. معینی نطنزی نیز از قوم لُر که از چند قبیله از جمله ساکی، تشکیل شده خبر میدهد و باز او، قبیله ساکی را یکی از قبایلی میداند که به نام پدر موسومند. آب و هوای جنوبی آن گرم و شمالی آن معتدل و با جنگلهای پر و انبوه از درختان پسته کوهی یا کلنگ (koleng) و بلوط و چراگاههای طبیعی، از دورترین زمانها مسکون بوده و یکی از پایگاههای فصلی و گرمسیری گله داران شمال لُرستان است.

در پارهای از آثار محققان، واژه سکی (saki) به جای سکایی آمده است. دیگر اینکه واژه «پهلی» منسوب به پهله یا پهلوی که در تعرب، به فیلی تبدیل شده است. ۳- پس از حضور عربها در ایران، یکی از روشهای زیان بار فرهنگی که اعمال کردند وگاه برخی از ایرانیان با تفاخر به دانستن زبان عربی آنان را همراهی کردند، تعرب یا عربی گردانی نامهای جغرافیایی و نام اشخاص و طوایف بود. در یک دهه گذشته برخی نویسندگان و پژوهشگران در آثار خود نظریهای بر دلالت رابطه ایل ساکی و قوم باستانی سکاها ارائه نمودند که حاوی تحقیقات بسیار ارزشمندی میباشند.

در بخش میان کوه بررسیهای علمی و باستانشناسی انجام نگردیده ولی از انواع گورهای به جا مانده که به هنگام کشیدن جاده خاکی اتومبیل رو یا حفاریهای اتفاقی ظاهر شدهاند، نشانهها و آثاری از زمان اشکانیان مشاهده شده است. به هر حال واژه ساکی را به صورت کلی اطلاق بر قوم سکا و یا به جا مانده از آنها، میتوان پذیرفت. پس باید پذیرفت که ساکیها از جایی دیگر به لُرستان مهاجرت کردهاند. باتوجه به لهجۀ هزارههای دره میتوان حدث زد که اینان از مناطق مختلف هزارستان بزرگ به این دره آمده باشند؛ زیرا لهجههای بامیانی، دایزنگی، غوری، غزنیچی در میان دره گویندگانی دارند و این نظر چندان نیکو به نظر نمیرسد.

دو کتاب معتبر تاریخ گزیده حمدالله مستوفی نوشته نیمه اول سدههای هشتم و منتخب التواریخ معینی نطنزی، نوشده شده به سال ۸۱۶ هـ ق درباره نسب شعبههای لُر کوچک شرحی دارند که مهم و در خور توجه است. از جمله به املای سکه (sake) اشاره دارد که جغرافی دانان قدیم آنها را سکه به کسر «ک» (sake) میگفتند. رالینسون مینویسد: زبان آنها از فارسی قدیم گرفته شده است که با پهلوی زبان ساسانی تجانس، ولی از جهاتی با آن تفاوت دارد.

بر این اساس واژهی اللور و یا بلاداللور که از سدههای نخستین اسلامی نیز در کتاب جغرافیا و مسالک و ممالک و یا کتابهای تاریخ آمده، اشاره به همین شهر و ساکنان آن بوده است که نام تازه به جای کاسی به کار گرفته شده آن هم از پیش از اسلام. ۲- تاریخ نگاری بر اساس روایتگری و تاریخ شفاهی شکل میگرفت و سپس، منبع و مرجع مورخان آینده میشد. کوه قاف را میخ زمین می­دانستند و جنس آن را زمرد سبز نوشته­اند که بر اساس این باور، علت کبودی آسمان، همان روشنایی زمردینی است که از کوه قاف بازمی­تابد.

برخی معتقدند که ترکیب حروف واژه ساکی دگرگون شده واژه قوم باستانی کاسی میباشد. برخی مفسران، این میقات چهلروزه را در طور سیناء دانستهاند. این همان گازی است که در نوشابههای گازدار وجود دارد. حمیدرضا دالوند پژوهشگر خوش ذوق لُرستانی در افزودهای خود به کتاب سفرنامه لُرستان و خوزستان حسنعلی خان افشار در رد نظریه سکاها بودن طایفه سگوند مینویسد: «سبب نام گذاری سگوند به درستی روشن نیست ونه در منابع کتابی و نه در منابع شفاهی نیز به آن پرداخته نشده است، از این رو تفسیر واژگانی چنین واژهای در میان پژوهشگران فرهنگ و تاریخ لُرستان بحثی را پیش کشید که علیرغم بیهوده بودنش، هنوز نیز برای بسیاری تازگی دارد.

بدین ترتیب لُرستان از نظر باستانشناسی یکی از مراکز مهم است، زیرا از جمله معدود سرزمینهایی است که انسان برای اولین بار به اهلی کردن حیوانات و نباتات پرداخته یا به دیگر سخن زندگی ده نشینی و کشاورزی را که لازمه پیدایش تمدن بوده آغاز کرده است. همانگونه که ساکنان سرزمینهای لُرنشین از پیشقدمان انقلاب ده نشینی و کشاورزی بودهاند به همین نحو سهم به سزایی در پیدایش تمدن و زندگی شهرنشینی داشتهاند چنانکه عیلامیان ساکنان باستانی استانهای لُرستان، ایلام، خوزستان، بختیاری، کهگیلویه و بویر احمد و قسمتی از فارس دارای تمدن درخشانی بودهاند که سابقه آن حدود پنج هزار سال است.

دیدگاهتان را بنویسید